سایر ورزش ها

بازنده نبرد قرن درگذشت؛ وداع با قهرمان بی احساس!

به گزارش اهل ورزش، روزنامه ایتالیایی گاتزتا دلواسپرت با تیتر وداع با اسپاسکی؛ شکست‌خورده در برابر فیشر در نبرد قرن از مرگ یکی از اساطیر شطرنج خبر داد.
گاتزتا دلواسپرت نوشت؛ در سال ۱۹۷۲، در اوج جنگ سرد، رقابت جهانی شطرنج میان یک روس و یک آمریکایی چیزی فراتر از یک مسابقه بود.
گاهی سرنوشت را دقیقاً در همان مسیری ملاقات می‌کنیم که برای گریز از آن برگزیده بودیم. و چنین بود سرنوشت بوریس اسپاسکی که روز گذشته در ۸۸ سالگی درگذشت. او با وجود آنکه یکی از بزرگ‌ترین شطرنج‌بازان تاریخ به شمار می‌رود، همواره به‌عنوان بازیکنی به یاد آورده خواهد شد که مسابقه قرن را واگذار کرد. در حقیقت، رقابت قهرمانی جهان در سال ۱۹۷۲ که در ریکیاویک میان او و بابی فیشر، استاد بزرگ آمریکایی، برگزار شد، این فقط یک نبرد ساده میان مهره‌های سفید و سیاه نبود، بلکه به صحنه‌ای برای تقابل دو جهان‌بینی در بحبوحه جنگ سرد بدل و ناخواسته یکی از نمادین‌ترین رویدادهای ورزشی قرن بیستم شد.
اسپاسکی در سال ۱۹۳۷ در لنینگراد (سن‌پترزبورگ امروزی) در خانواده‌ای با پدری نظامی و مادری آموزگار به دنیا آمد. در زندگی‌نامه‌ای که شاید اندکی رنگ و بوی افسانه به خود گرفته باشد، آمده است که او در پنج‌سالگی، در قطاری که برای تخلیه مردم پس از حمله نازی‌ها از زادگاهش در حرکت بود، شطرنج را آموخت. آنچه مسلم است، استعداد خارق‌العاده او در این رشته بود؛ به طوری که در ده‌سالگی در یک بازی نمایشی هم‌زمان، استاد بزرگ و قهرمان وقت شوروی، میخائیل بوتوینیک را شکست داد—همان بوتوینیکی که یک سال بعد تاج قهرمانی جهان را بر سر گذاشت. اسپاسکی در ۱۹ سالگی به رقابت‌های نامزدهای قهرمانی جهان راه یافت و در همان سال، با کسب عنوان استاد بزرگی، جوان‌ترین بازیکن تاریخ تا آن زمان شد که به این افتخار دست یافته است.
اسپاسکی ورزشکاری همه‌جانبه بود؛ او در دو ۱۰۰ متر رکورد ۱۰.۴ ثانیه داشت و در تنیس و پینگ‌پنگ نیز مهارتی کم‌نظیر از خود نشان می‌داد. اما در شطرنج، سبکی همه‌جانبه و تطبیق‌پذیر داشت، به این معنا که قادر بود به‌خوبی خود را با سبک بازی حریفان وفق دهد. نخستین فرصت او برای تصاحب عنوان قهرمانی جهان در سال ۱۹۶۶ رقم خورد، اما در برابر هم‌وطنش تیگران پتروسیان شکست خورد. سه سال بعد، فرصتی دیگر برای جبران فراهم شد و این بار، او با درهم شکستن دفاع نفوذناپذیر پتروسیان، پیروز شد و در نهایت به‌عنوان دهمین قهرمان جهان از زمان رسمی شدن این عنوان در سال ۱۸۸۶، تاج قهرمانی را از آن خود کرد.
در سال ۱۹۷۲، از دل مسابقات انتخابی، بابی فیشر، نابغه‌ای غیرقابل پیش‌بینی از آمریکا، پیروز بیرون می‌آید و نبرد بر سر عنوان قهرمانی رنگ‌وبویی فراتر از ورزش به خود می‌گیرد: غرب آزاد در برابر هر آنچه که در آن‌سوی پرده آهنین قرار دارد، عمو سام در برابر خرس شوروی. برای نخستین بار، یک رقابت جهانی شطرنج از تلویزیون پخش خواهد شد. پس از مذاکرات طولانی، ریکیاویک بی‌طرف به‌عنوان میزبان مسابقه تعیین می‌شود و این رقابت در ۲۴ بازی، از ۱۱ ژوئیه تا ۳ سپتامبر برگزار خواهد شد.
اما فیشر حتی در مراسم افتتاحیه هم شرکت نمی‌کند، چراکه خواسته‌های عجیب‌وغریبش، از جمله دریافت ۳۰ درصد از درآمد مسابقه، پذیرفته نمی‌شود. در نهایت، افزایش دو برابری جایزه نقدی و تماس تلفنی هنری کیسینجر، او را متقاعد به حضور می‌کند.
آغاز مسابقه برای فیشر فاجعه‌بار است؛ اسپاسکی به‌آسانی دو بازی نخست را می‌برد و به نظر می‌رسد که به‌راحتی عنوان قهرمانی خود را حفظ خواهد کرد. اما در طول مسابقه، بازی روان‌شناختی ماهرانه‌ی فیشر به‌تدریج روحیه‌ی حریف را متزلزل می‌کند—او از صدای دوربین‌ها شکایت می‌کند، درخواست می‌دهد که بازی سوم در اتاقی جانبی برگزار شود، و پس از بازگشت به سالن اصلی، موفق می‌شود که سه ردیف اول صندلی‌های تماشاگران حذف شوند. این امتیازات پیاپی، پایه‌های اطمینان اسپاسکی را درهم می‌شکند. او، به خاطر فشار عظیم سیاسی مسکو که این مسابقه را از نظر نمادین حیاتی می‌داند، ناچار به پذیرش همه‌ی خواسته‌های فیشر می‌شود.
در بازی بیست‌ویکم، پیروزی فیشر تاج قهرمانی جهان را برایش به ارمغان می‌آورد. اختلاف امتیاز به ۱۲.۵ در برابر ۸.۵ می‌رسد و جبران آن غیرممکن می‌شود. اسپاسکی شکست خورده است و اتحاد جماهیر شوروی پس از ۳۵ سال، دیگر قهرمان جهان در شطرنج ندارد.

سال‌ها بعد، اسپاسکی در مصاحبه‌ای درباره علت شکست خود چنین می‌گوید:
«ترجیح می‌دادم رابطه‌ای دوستانه با رقیبم داشته باشم. بازی شطرنجم آسیب می‌دید اگر مجبور می‌شدم مقابل کسی بازی کنم که او را دشمن می‌دانستم. اما در نهایت، مشکل اصلی این بود که من هیچ‌وقت به خودم اعتماد نداشتم.»

فیشر نیز درباره‌ی او چنین اظهار نظر می‌کند:
«اسپاسکی با همان چهره‌ی بی‌احساس پشت صفحه شطرنج می‌نشست، چه وقتی که داشت مات می‌کرد و چه وقتی که داشت مات می‌شد.»

اسپاسکی دیگر هرگز فرصتی برای قهرمانی جهان پیدا نمی‌کند، اما در سال ۱۹۹۲، برای یک میلیون و ششصد هزار دلار، پیشنهاد مبارزه مجدد با فیشر را در مسابقه‌ای نمایشی در مونته‌نگرو و بلگراد، در بحبوحه‌ی تحریم‌های بین‌المللی علیه یوگسلاوی، می‌پذیرد. فیشر دوباره پیروز می‌شود.

در سال ۲۰۰۴، فیشر به درخواست ایالات متحده در ژاپن بازداشت می‌شود، چراکه آمریکا هرگز او را بابت بازی در یک کشور دشمن نبخشید. اسپاسکی در واکنش، نامه‌ای به رئیس‌جمهور جورج بوش (پسر) می‌نویسد و درخواست آزادی رقیب بزرگش را مطرح می‌کند. اگر این امکان وجود نداشت، او خواستار آن می‌شود که در همان سلول کنار فیشر زندانی شود، به‌شرط آنکه یک صفحه‌ی شطرنج در اختیار داشته باشند.

زیرا همان صفحه‌ی شطرنج بود که آن دو را در کنار یکدیگر قرار داد و تاریخی را که امروز به یاد آورده می‌شود، رقم زد.

منبع: خبر-ورزشی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 3 =

دکمه بازگشت به بالا